تاريخ: 91/12/29 - 15:29 - گروه: جهاد و مقاومت - شناسه: 128
زندگينامه معلم شهيد جوادسرماليان

 تهيه كننده : نورالدين احمدي

بالاگريوه - زندگينامه شهيدشهيدجوادسرماليان

درسال1339درخانواده اي مذهبي درشهرستان پلدخترديده به جهان گشود.

وي فردي بسيارمتواضع مومن وخوش برخوردبود.درفعاليتهاي سياسي واجتماعي نقش بسزايي راايفامي نمودند.همدوش ديگرمردم درتظاهرات وراهپيمائيها كه برعليه حكومت ستم شاهي برپامي شدحضوري فعالانه داشتند.عاشق امام بودوهمواره گوش بفرمان امام (ره)بودندبه امر ورزش بسياراهميت مي دادند.
شهيددوران ابتدايي تادبيرستان رادرشهرپلدخترباموفقيت به پايان رسانيدوپس ازاخذديپلم باشركت درآزمون تربيت معلم توانست بارتبه اي بالاواردتربيت معلم شهيدمطهري بروجردشوداوكه باعلاقه فراوان قدم درعرصه علم نهاده بودومي خواست رسالت ائمه اطهاررا ايفا كندبه شغل معلمي كه شغل انبيابودمشغول شد.
باشروع جنگ تحميلي شهيدبادرك حساسيت مقطع زماني كه درآن حال حكمفرمابودحضوردرجبهه رابركلاس درس ترجيح دادوبدين منظوركلاس ودرس رارها كرده وبه دانش آموزان مدرسه جنگ پيوست ودرآن مكان مقدس همدوش ديگرهمرزمانش به مبارزه عليه دشمن بعثي پرداخت ولي چون شهيدداراي روحي ملكوتي بودتاب ماندن دراين سراي خاكي رانداشته وپس ازرشادتهاودليريهاي فراوان همچون ديگرهمرزمانش درتاريخ 25/10/1366درمنطقه ماووت عراق به درجه رفيع شهادت نايل آمد.روحش شادويادش گرامي باد.
                                   وصيتنامه شهيد

بسمه تعالي -به همسرعزيزم به خانواده محبوبم وبه فرزندان دلبندوعزيزترازجانم حسين وحسام و به دوستانم شماهم بدانيدكه من دراين چندسالي كه به جبهه نيامده ام احساس شرمندگي مي كردم وهميشه به خودمي گفتم فردادربرابرمحكمه الهي چطورجواب خواهم داد.من اين راه راازروي عقل انتخاب نمودم هيچكس مراواداربه رفتن دراين راه نكردوشما هم باآغوش بازشهادت راازمن پذيراباشيدوبرايم دعا كنيد.اگردربعضي مسائل به خاطرضعف عصبي به كسي پرخاش كردم وكسي ازمن رنجيدشديداً طلب حلاليت مي كنم.

ازخانواده ام ميخواهم كه همانطوركه مرادوست داشتندهمسرم وبچه هايم راهم دوست داشته باشند.زيرامن ازهمسرم خيلي راضي بودم اوبراي من يك شريك نمونه بودفرزندانم راطبق موازين شرع اسلام تربيت كنيدتابراي اسلام افرادي مفيدباشندوخودتان باحفظ حجاب تداوم بخش راه شهيدان باشيد.درموردآينده همسرم هرطوري كه بزرگان فاميل وخودتان مي دانيدباوي مشورت كنيد.به هيچ وجه سياه نپوشيدودرمرگ من صورت رانخراشيدزيرااشكال شرعي دارد.بازهم تاكيدمي كنم كه باحفظ حجابتان تداوم بخش راه شهيدان باشيداگرمي توانيدبه جبهه بيائيددرپشت جبهه خدمت كنيداگرمي دانيدازشما كاري ساخته نيست لااقل درمجالس ودرهمه جابازبان ازمنافع انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني دفاع كنيد.
به فرزندم حسين بگوئيدكه دشمنان اسلام قلب پدرت رادركوههاي كردستان شكستندووقتي حسام بزرگ شدبه وي بگوئيدكه حتماًهمراه بابرادربزرگش راه پدرراكه همان راه حسين(ع)است طي كند.

بيش ازاين مزاحم نمي شوم اين دووصيت نامه درمراسم شب هفت درگلستان شهدا قرائت شود.درمورد اموال دنيوي كه بنده ثروتي ندارم تا اشاره كنم فقط پس اندازناچيزي دارم كه صرف مخارج مراسم خودوآينده فرزندانم شود.والسلام عليكم ورحمه الله وبركاته - قرارگاه خاتم الانبياء - جواد سرماليان
پس ازعزيمت ازشهرسقز اكنون مدت دوروز است كه دراين قرارگاه بسرمي بريم قرار است كه يكي دو روزديگر عملياتي داشته باشيم معلوم نيست چه كسي برمي گردد.
ولاتحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتاً بل احيا عند ربهم يرزقون
خداياتوراسپاس وستايش مي كنم به خاطراينكه به من فرصت دادي تاباشركت در اين جهادمقدس بارگناهان خودرا كه احساس مي كنم بردوشم سنگيني مي كندكم كنم.خدايابه خاطراين همه گناهاني كه مرتكب شده ام شرمسارم كه با روي سياه و با كفني پرگناه به سوي تو بيايم اما با اين همه بارگناه اميدوارم چون تو را ارحم الراحمين يافته ام.
برادران مسلمان آخر تا كي بايد راكد ماند تا كي مي خواهيد بمانيد مگر از بيشتر ماندن چه نتيجه اي عايدتان مي شود. در انقلاب سرخ حسين (ع) كمي تعمق كنيد و بيدار باشيد آياحسين به فكر فرزندانش نبود آيا حسين در فكر به اسارت رفتن اهل بيتش نبود؟ اما با همه اينها مسئوليت او را به ميدان مبارزه كشاند. بله مسئوليتي كه اكنون بردوش ماست و ما هم بايدمانندحسين وارد عمل شويم.
كسانيكه درشهرهاي امن سنگ اسلام رابرسينه مي زنندبيايندو با نحوه رزم بسيجي ها اين بهترين انسانهاي روي زمين آشنا شوند البته پشت جبهه هم بايدحفظ شودمنتهي آنهايي راكه پرادعا ولي پوچ هستند ازخود برانيد آنها مسلمانان ابوسفياني و معاويه اي هستند.
قرارگاه خاتم الانبياء غرب تپه شوشو - بنده خدا-جواد سرماليان

                                                            خاطرات
خاطره اززبان يكي از دانش آموزان اين شهيد :
اينجانب پروين بابائي مددكاربنياد شهيد شهرستان پلدخترهستم كه درپايه سوم راهنمايي دانش آموزشهيدجوادسرماليان بودم شهيدسرماليان بسيارخوش اخلاق مذهبي ومتدين بودندهمه دانش آموزان ايشان رانسبت به بقيه معلمين بيشتردوست داشتندوهمين مسئله مرا به يادخاطره اي شيرين ازاين شهيدبزرگوار انداخته كه به طورمختصربيان مي نمايم.
درپايه سوم راهنمايي شاگرداين معلم دلسوزوفداكار بودم شهيدداراي اخلاقي خوب ومتين بودنديكروزموقع امتحانات نهايي سوم راهنمايي من سرجلسه امتحان بامشكلي مواجه شدم.شهيدسرماليان بدون اينكه متوجه شوم بالاي سرم آمده بود.وازبين آنهمه دانش آموزكه سرجلسه امتحان بودندايشان متوجه شده بودكه من حالت عادي ندارم،وبه من گفتندكه دخترم چرارنگ ورويت پريده؟اگر مشكلي داري به من بگومن درجواب به ايشان گفتم يك سوال دارم كه اگرنتوانم جواب بدهم ازاين درس تجديدخواهم شدايشان به من گفتندكه هر سوالي داري بپرس من هم تاجايي كه بتوانم راهنمائي ات مي كنم امانمي توانم جواب سوال رابرايت بگويم چون اين كارخيانت درحق بقيه دوستانت وتقلب محسوب مي شودوايشان باراهنمايي خودمراازتجديدشدن رهاسازدواين آخرين ديداري بودكه من بامعلم دلسوزوفداكارخود داشتم وبعدازمدتي خبرشهادت ايشان راشنيدم كه خيلي ناراحت شدم.وهيچوقت آن لحظه امتحان رياضي ازيادم نمي رودهمشه درخدمتگذاري به خانواده هاي شهدانهايت تلاش خودرادارم واكنون كه محل خدمتم مددكاري بنيادشهيدمي باشدهميشه درسركشي به خانواده شهيدسرماليان يك احساس خاصي دارم واميدوارم كه دراين نهادمقدس بتوانم خدمت كوچكي نسبت به خانواده هاي شهدا انجام بدهم تاازاين طريق بتوانم دين خودرا نسبت به شهدا ادا نمايم.

نورالدين احمدي نگارنده اين سطورنيزكه ازنزديك بااين شهيدآشنائي داشته مي گويد:جوادفردي دلسوزومتعهدنسبت به حرفه معلمي وحساس وپرجنب وجوش نسبت به مسائل نظام وانقلاب اسلامي بود.به خاطرخصوصيات بارز اخلاقي اش مورد احترام همه بود.واقعاً درست است كه شهدا طوري زندگي كرده اندكه فقط شهادت شايسته چگونه مردن آنهاست اما با شهادت اين معلم فداكار هيأتهاي عزاداري شهر يكي از بهترين نوحه خوانها و مداحان اهلبيت را هم به انقلاب اسلامي تقديم كردند.و او درجوار سرور آزادگان كه هميشه برايش نوحه خواني و عزاداري مي كرد آسوده خوابيد. روحش شاد و يادش همواره گرامي باد


بازگشت