تاريخ: 91/12/29 - 23:02 - گروه: جهاد و مقاومت - شناسه: 151
وصيت نامه وخاطرات جهادگرشهيد رضا زيني وند

 تهيه كننده : نورالدين احمدي
قال الرسول الله (ص):ان افضل عمل المومن الجهادفي سبيل الله-بهترين كارمومن جهاد درراه خداست.
بالاگريوه - سلام برمهدي(عج)،دوازدهمين اخترفروزان امامت وسلام برنائب برحقش امام خميني بت شكن ودرودبرروان پاك شهيدان انقلاب اسلامي كه به نداي امام خميني لبيك گفتندوسلام ودرودبه امت هميشه درصحنه وشهيدپرور ايران.
اي كاش توانايي آنراداشتم تاحقيقت آشكاري راكه شايدخيلي به آن اطمينان داريم وبراي آنان كه هنوزشك دارندوآنهاكه اين حقيقت رادروغ مي پندارندروشن كنم شمااي منافقين كوردل آيامي دانيدشهداي مادرموقعي كه جان به جان آفرين تسليم مي كنندسرآنهابردامان امام زمان(عج)است پس به خودبيائيداي كاش توانايي آنراداشتم تابراي شماآخرين حيات عاشقان راه الله راشرح دهم.
آري پدرعزيزم ومادرمهربانم وشما اي خواهران وبرادرانم اگرچه دنيازيباودوست داشتني است ودنياآدم رابه طرف خودش مي كشداما خانه پاداش الهي خانه آخرين خيلي ازدنيا زيباتروخيلي بالاتروباارزشتراست انسان هميشه به سردوراهي قرارمي گيردوبايد يكي ازدو راه راانتخاب كندياذلت وياعزت راوياحسين و يايزيدراوياتسليم وياشهادت در راه خدابالاخره انسان درتمام مراحل خودانتخاب گر است پس بكوشيدكه بهترين راه را انتخاب كنيد.
ازشماملت قهرمان مي خواهم كه پشتيبان روحانيت مبارزو متعهدبه اسلام باشيدكه هستيدوبقول امام عزيزمان روحانيت است كه تاكنون اسلام رازنده نگهداشته است.
مادرجان ميدانم داغ فرزندبراي مادرخيلي مشكل است ولي من ازشماانتظاردارم مانندبانوي بزرگواراسلام يعني زينب(س)دربرابرمشكلات وداغ فرزندت مقاومت نموده وسكوت راتاحدامكان مراعات كرده تادشمنان اسلام ومنافقين بدانندكه درهرزمان مادراني شيرزن چون پيروزينب هستندوفرزندان خودرابا افتخارهديه اسلام مي كننددرپايان از تمام دوستان وآشنايان بخصوص ازپدر و مادرم خواهشمندم هيچگونه ناراحتي به خود راه ندهند.والسلام عليكم و رحمه ا... و بركاته
آخرين وصيت نامه شهيدرضازيني وندقبل ازشروع عمليات والفجر (1)خطاب به خانواده خود
بسم الله الرحمن الرحيم
پدربزرگوارم وبرادران عزيزم هميشه امام عزيزمان خميني بت شكن رادعا كنيدكه پيروي ازرهنمودهاي امام عزيزونظام جمهوري اسلامي ايران است وبه اين زودي عمليات رزمندگان اسلام شروع ميشوداگرشهادت نصيب من شدسنگرشهيدان راخالي نكنيدبه جبهه هاي حق برويدپشتيبان رزمندگان اسلام باشيدتاپيروزي انقلاب رهبر عزيزمان.آري اي مادرمهربان وخواهران خوب وعزيزم شما هم مانندبانوي بزرگوارحضرت زينب (س)دربرابرمشكلات مقاومت كنيدوصبورباشيد.والسلام عليكم ورحمه الله و بركاته-18/11/61
خاطراتی به نقل ازبرادرشهيد
اين شهيدوقتي كه به روستابرمي گشت عكسهاي ازامام (ره)و اطلاعيه هايي ازايشان به روستامي آورد ومارا نسبت به انقلاب آگاه مي كرددرهرحالي كه سني نداشت ولي درفعاليتهاي سياسي ومذهبي درروستاوشهرنقش فعالي داشت درتظاهرات شهر پلدخترشركت فعال داشت.
اولين فردي بودندكه درروستابه پخش عكسهاي حضرت امام(ره)مي پرداخت ودربرگزاري مراسمهاي مذهبي نقش فعالي داشتندوخودگرداننده مراسمهاي مذهبي درروستابودندو به عنوان نوحه خوان درمراسم هاي اهل بيت فعاليت چشم گيري داشت و اين شهيدباتوجه به علاقه خاصي كه نسبت به نظام جمهوري اسلامي داشت بلافاصله هركدام ازارگانهاي كه روستاوشهربه كمكي نيازداشت ايشان كمك مي كردندودرتامين امنيت درروستاهمكاري فعالي داشتندوفعاليت رسمي ايشان درابتداي تشكيل جهاد سازندگي شروع مي شدو باچندنفرازاهالي روستاواردجهادسازندگي مي شوندپس ازمدتي همه آن افرادرابه دلايلي اخراج مي كند وبه دليل اخلاص واخلاق خوبي كه اين شهيدداشتندنمي گذارندكه ايشان جهادراترك كندودرجهادفعاليت خودرابه عنوان يك جهادگر شروع كردگرچه حدود14الي 15سال بيشترنداشت ولي بسيارفعال بودوبااخلاص باكارهابرخوردمي كردودربين برادران جهادگرزبانزد آنان شده بودوديگرجهادگران ازاخلاص اين شهيدنمونه بودوباآن چهره نوراني وبشاش وخوشرويي كه آن شهيدداشت باعث جذب ايشان درجهادسازندگي پلدخترشود.
اين شهيدپس ازشروع جنگ تحميلي داوطلبانه وبا اصراري كه دارندوبه جبهه برونداماچون جهادنيازبه ايشان دارندبااوموافقت نمي كنندوفقط توانست نقش فعالي درپشت جبهه داشته باشدوخلاصه به جبهه رفتندومن درآنجانبودم ولي اززبان همرزمان اوشنيدم كه گفتنددريك عمليات اتمامي كه مي بايست تعداد20نفردرآنجابوديم وبمانيم ولي به علت نرفتن به حمام تصميم گرفتيم به پشت خط برويم وحمام كنيم وبرگرديم كه مسئول خط گفته بودكه نيازهست كه دراينجابمانيدولي درميان بچه ها جزبرادرشهيدم قبول نكردندوايشان ماندن وبازشنيدم كه درمنطقه وخط هرگونه مسئوليتي به اوواگذارمي كردنددرنگ نمي كردو بلافاصله آن راانجام مي دادوازروي تقواوخدمتگذاري مقام والائي داشت ولي رفتن به جنگ آن رادوچندان نموده وازنقطه نظرروحي پيشرفت بيشتري نموده بود.
شهيدچون درجهادسازندگي به عنوان مسئول تداركات بودكارش بسيارزيادبودوباتوجه به اعتمادي كه مسئول جهادوقت شهيد سعيدي به ايشان داشت لذاسعي مي كردازرفتن اورابازداردولي دريك موردخبردارم اين شهيدبراي رفتن به جبهه نزدمسئول گريه ميكردوحاج آقاموسوي رابه عنوان واسطه پيش مسئول جهادفرستاده بودوگفته بودكه اگرنگذاريدبه جبهه بروم شمامديون هستيدو فرداي قيامت بايدجوابگوباشيددرهرصورت درهرحال مسئول جهادراقانع كرده بودوبه عنوان تداركات راهي جبهه هاي نورعليه ظلمت درجنوب مي شوندودرمنطقه جنگي مي مانندو مدتي درخرمشهردرعمليات فتح المبين مي ماندومدتي بعدعمليات والفجرشروع مي شود كه آن شهيدبه شهادت مي رسدو ازجبهه خاطراتي كه درذهنم است اين بودكه چون برادرشهيدم چندنوبت درخواست رفتن به جبهه راداشت وموافقت نكردندوقتيكه موفق به جبهه شدبسيارخوشحاال وچهره نوراني وگامي استوارومحكم عازم جبهه شدندواين شهيددروصيت نامه خودنوشته اندكه ازملت شريف ايران مي خواهم كه ازروحانيت متعهدوپيروخط امام حمايت كنيدوازجمله فعاليتهاي چشمگيري كه داشتنداين بودكه هميشه نمازهاي چهارگانه رافراموش نمي كردودرنمازجمعه مركزبخش پلدختربودواين شهيد بادوستان روستايي خوددراحداث آن باستادنمازجمعه همكاري زيادي داشت.معمولاٌروزهاي جمعه مردم رادعوت وجمع مي نمودوآنهارابه نمازجمعه كه درشهرپلدختردر10كيلومتري روستاي خودمان بودمي آوردوعلاقه خاصي به شركت درنمازجمعه وجماعت داشت و هميشه شركت مي كرد.
فعاليت سياسي ايشان دردوران نوجواني حدود14سالگي شروع شده بوديك روزيادم هست كتابي دردست اين شهيدبودداشت آن رامطالعه ميكردوپس ازمطالعه آن رابه آتش كشيدوقتي علت آن راازاو پرسيدم گفت كتاب خوبي نبودوازاسلام وامام خميني (ره)حرف خوبي نزده ونفرين كرد به ناشركتاب و ناراحت شده بود.گفت اين كتاب توسط ضدانقلاب نوشته شده ونسبت به مسائل مذهبي دقت مي كرد ودرمراسم هاي مذهبي روستا وشهرشركت داشت.
خاطراتی به نقل ازمادرشهيد
وقتي انقلاب پيروزشدفرزندشهيدم باعلاقه زيادي كه به مردم محروم داشت وخدمت به آنهارابه فرمان امام واجب ميدانست وبه جهاد سازندگي رفت ودرآنجا فعاليت خودراشروع نمود وپس ازشروع جنگ تحميلي عده اي ازخوزستان مهارجت مي كردندوبه عنوان آواره جنگي ومهاجرين معروف بودندواين شهيدبراي كمك به جنگ زدگان ايثارگري داشتندوبارهاديده مي شدكه اين شهيدمن را مادروخواهركوچكترين را وادارمي كردكه بايدبراي جنگ زدگان نان بپزيدوبهترين نان رابراي آنهابپزيدواين شهيدچنان بامهرومحبت خوش رويي كه داشت باجنگ زدگان و حتي نظاميان كه در بين راه مانده بودند كمك مي كرد و آن كمك باعث دوستي و حتي بعداٌ بصورت رفت و آمد خانوادگي شد.وقتي كه براي جنگ زدگان كمك جمع مي كردوبقيه پتو رابراي جنگ زدگان مي بردوتعدادي ازجنگ زدگان درمدرسه روستا بودند كه معمولاٌ فرزند شهيدم آنها را ازلحاظ غذا تامين مي كرد وهمچنين براي جمع آوري با سپاه و ستاد جنگ زدگان همكاري فعالي داشت وازطريق ستادپشتيباني استان لرستان به جبهه اعزام شدند و براي اولين باري كه اعزام شدند براي اجازه پيش من آمدندمن به او گفتم كه فرزند عزيزم با توجه به اينكه پدرشما يك كليه را عمل كرده و بقيه بچه ها كوچك مي باشند كسي را نداريم كه ما راسرپرستي كند فرزندشهيدم شجاعانه گفت مادرجان جنگ يك نعمت الهي است و هركس بتواند به جبهه برود يك نعمت الهي نصيبش مي شودوما يك وظيفه الهي بر گردن داريم بايدبه جبهه برويم شما پدر ومادرو خواهرو برادر نبايد ناراحت شويد خدا با ماست هيچ ناراحت نباشيد ومن ميروم به جبهه تا لااقل آبي بدست رزمندگان اسلام بدهم و خدمت كوچكي به آنهابنمايم اين شهيدم بچه اول بوده واقعاٌسرپرستي بودبراي بچه هايم واخلاقش سرمشق بودبراي ماونسبت به برادران وخواهرانش كه ازاوكوچكتربودندبامحبت ومهربان بودوهروقت به سفرمي رفت حتماٌبراي بچه هاهديه اي مي آوردوخدامي داندكه وقتي وارد خانه مي شد انگارنوري واردخانه مي شداو نسبت به بچه هاخودرا كوچكترمي دانست وبه بزرگان احترام مي گذاشت.
اززبان برادرشهيد
مدتي كه من دراين خانواده بودم يك بارنشده بودكه برادرشهيدم جواب تندي به پدرومادربدهدو نسبت به همه دلسوزبودوسعي مي كردكه درخانه ناراحتي پدرومادرراكم كندوباحالي كه داشت وازمصيبت دواخوي كوچكترطوري رفتارمي كردكه پدرومادرومابچه هاي ديگرناراحت نباشيم واوالگو بودبراي همه ماوهم اكنون نيزآن اخلاق پسنديده اوبراي مايك درس باشد اين شهيدمارانوازش مي كردو درسفرهاي خود براي ما ومخصوصاٌ خواهرانش هديه مي آورد.
مادرشهيد گفت فرزندشهيدم يك اخلاق ارزنده و پسنديده اي داشت كه مورد توجه خاص بودوبارهابه خانواده ماميگفت كه براي اين فرزندتان دعا كنيد كه خداوند او را ازچشم بد حفظ كندو ما نيزدعا مي كنيم زيرا جداٌ رفتار و كردارش موجب خوشحالي ماها شد وهمسايه ها از دست اوناراحت نشدند.شهيدم يك بارهم نشد كه ازاو كار بد ديده شود كه كسي ازاو گله داشته باشد و ازاو ناراحت باشد و وقتي كه بين افرادياخود اقوام اختلاف و ناراحتي پيش مي آمد اين فرزندم بين آنها رفع اختلاف مي كرد و صلح در او ترك نمي شد و به اقوام سركشي مي كرد و ازآنها احوال مي گرفت و درگرفتاري همسايه ها شريك بودوبا آنها همكاري مي كرد.مشكلات آنها را حل مي كرد وخاطره اي درنظراست اين شهيد بچه اولم بود ولي در5 الي 6 سالگي با بچه هاي همسايه كه بازي مي كرد يك برنامه خاص داشت و اوعلاقه به نمازازخود نشان دادوقتي كه ما متوجه رفتار او بوديم از ميان كودكان يك بچه استثنايي بود.
از زبان پدرشهيد
خداوندا قسمت ميدهم به پيغمبرانت وقسمت مي دهم به بانوان بزرگ اسلام حضرت فاطمه (س)و حضرت زينب (س)اين رهبربزرگوارماراحجت الاسلام والمسلمين خامنه اي و هاشمي رفسنجاني ودولت نظام جمهوري اسلامي راتا ظهورحضرت مهدي (عج)پايدارواستواربداروسايه رهبرونظررهبرونظام جمهوري راازسرماو دولتهاي اسلامي كوتاه مگردان.خدايا تو را به خون حسين بن علي شردولتهاي شرق و غرب يعني آمريكاي جنايتكارو اسرائيل غاصب وفاسدوصدام ستمگروديوانه را به خودشان برگردان .


بازگشت